معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
تداوم اختلال در تنگه هرمز می تواند با افزایش قیمت نفت و هزینه واردات انرژی، فشارهای تورمی برای دنیا تحمیل کند.

به گزارش مشرق ، تنگه هرمز یکی از مهم ترین گلوگاه های انرژی جهان به شمار می رود و هرگونه اختلال طولانی مدت در عبور نفتکش ها از این مسیر می تواند پیامدهایی فراتر از بازار نفت داشته باشد.
اگرچه آمریکا به دلیل افزایش تولید داخلی نفت و گاز، وابستگی مستقیم کمتری به نفت عبوری از خلیج فارس دارد، اما این کشور از تبعات افزایش قیمت جهانی نفت مصون نیست. بازار نفت ماهیتی جهانی دارد و کاهش عرضه یا افزایش ریسک انتقال نفت از منطقه خلیج فارس می تواند قیمت ها را در بازارهای مختلف افزایش دهد.
این مسئله برای اقتصادهای بزرگ واردکننده انرژی، به ویژه در اروپا و آسیا، اهمیت بیشتری دارد. افزایش قیمت نفت و گاز می تواند هزینه واردات، حمل ونقل و تولید را افزایش داده و فشار تورمی در این کشورها را تشدید کند.
شوک نفتی چگونه به بازارهای مالی منتقل می شود؟
افزایش قیمت انرژی در مرحله نخست هزینه واردات کشورهای مصرف کننده را بالا می برد. این کشورها برای تأمین همان میزان نفت و گاز به منابع ارزی بیشتری نیاز خواهند داشت.
دولت ها در چنین شرایطی ممکن است برای حمایت از خانوارها و صنایع، منابع بیشتری اختصاص دهند یا از ذخایر ارزی خود استفاده کنند. یکی از سناریوهای احتمالی نیز تغییر ترکیب دارایی های خارجی و تبدیل بخشی از دارایی های مالی به منابع نقد است.
در این میان، اوراق خزانه داری آمریکا اهمیت ویژه ای پیدا می کند. این اوراق یکی از مهم ترین دارایی های بازار مالی جهان است و دولت ها و مؤسسات مالی در کشورهای مختلف بخش قابل توجهی از ذخایر خارجی خود را در قالب آن نگهداری می کنند.
بر اساس آمار مورد اشاره در این تحلیل، ژاپن با حدود 1.18 تریلیون دلار از بزرگ ترین دارندگان خارجی اوراق خزانه آمریکا محسوب می شود. انگلیس با حدود 865 میلیارد دلار و چین با حدود 700 میلیارد دلار نیز در میان دارندگان بزرگ این اوراق قرار دارند. مجموع دارایی خارجی اوراق خزانه آمریکا در سپتامبر 2025 نیز حدود 9.25 تریلیون دلار گزارش شده بود.
احتمال فشار بر بازده اوراق خزانه
در صورت تشدید و طولانی شدن بحران انرژی، اگر کشورهای بزرگ برای تأمین منابع ارزی مورد نیاز خود بخشی از دارایی های خارجی شان را به فروش برسانند، افزایش عرضه اوراق خزانه آمریکا می تواند قیمت این اوراق را تحت فشار قرار دهد.
رابطه قیمت اوراق و بازدهی آنها معکوس است؛ بنابراین کاهش قیمت اوراق می تواند به افزایش بازدهی منجر شود. افزایش بازده اوراق خزانه نیز اهمیت زیادی دارد، زیرا این نرخ یکی از مهم ترین مبناهای تعیین هزینه تأمین مالی در اقتصاد آمریکا و بازارهای جهانی است.
در چنین سناریویی، افزایش بازده اوراق می تواند هزینه استقراض دولت آمریکا را افزایش دهد؛ موضوعی که با توجه به سطح بالای بدهی دولت و نیاز مستمر به انتشار و بازتأمین بدهی، اهمیت بیشتری پیدا می کند.
البته فروش اوراق خزانه توسط کشورهای خارجی لزوماً به افزایش شدید بازدهی منجر نخواهد شد. بازار خزانه داری آمریکا بسیار بزرگ است و عواملی مانند سیاست پولی فدرال رزرو، شرایط اقتصادی آمریکا، تقاضای سرمایه گذاران داخلی و خارجی و میزان ریسک گریزی بازار نیز بر نرخ بازده این اوراق اثرگذار هستند.
چالش جدید برای فدرال رزرو
افزایش قیمت نفت می تواند از مسیر دیگری نیز اقتصاد آمریکا را تحت فشار قرار دهد. رشد قیمت انرژی معمولاً هزینه حمل ونقل و تولید را افزایش می دهد و در صورت تداوم می تواند فشارهای تورمی را تشدید کند. در چنین شرایطی، فدرال رزرو با یک معادله دشوار مواجه می شود؛ زیرا از یک سو افزایش هزینه انرژی می تواند رشد اقتصادی را کاهش دهد و از سوی دیگر، همین شوک می تواند تورم و انتظارات تورمی را افزایش دهد.
به این ترتیب، بحران در تنگه هرمز می تواند از یک مسئله ژئوپلیتیکی و انرژی به یک مسئله پولی و مالی تبدیل شود.
هرمز؛ نقطه اتصال بازار انرژی و پول
در مجموع، سناریوی احتمالی را می توان چنین ترسیم کرد: اختلال در تنگه هرمز، افزایش قیمت نفت، رشد هزینه واردات انرژی، تشدید تورم، افزایش نیاز کشورها به منابع ارزی و احتمال تغییر در ترکیب ذخایر خارجی. در صورت فروش بخشی از اوراق خزانه آمریکا، فشار احتمالی بر قیمت این اوراق و افزایش بازدهی آنها نیز می تواند به این زنجیره اضافه شود.
با این حال، تحقق چنین سناریویی قطعی نیست و شدت آن به مدت زمان بحران، میزان واقعی اختلال در عرضه نفت، واکنش تولیدکنندگان، استفاده از ذخایر انرژی و سیاست بانک های مرکزی بستگی خواهد داشت.
از این منظر، اهمیت تنگه هرمز برای اقتصاد آمریکا تنها به میزان نفتی که مستقیماً از این مسیر دریافت می کند محدود نمی شود. خطر اصلی می تواند انتقال یک شوک انرژی به تورم، نرخ بهره، بازار بدهی و هزینه تأمین مالی باشد؛ زنجیره ای که در صورت تداوم بحران می تواند ابعاد جهانی پیدا کند.
{{name}}
{{content}}